يحيى دولت آبادى

303

حيات يحيى ( فارسى )

خود بروز ميدهد . نمايشگاه امتعه وطنى كليه امتعه داخلى را ترويج كرد مخصوصا پارچه‌هاى پشمى و ابريشمى كرمان و يزد و كاشان و قلمكارهاى پرده‌ئى و روميزى كار اصفهان و نقره سازى و قلمزنيهاى آنشهر و ديگر شهرها را چينى و كاشىسازى شيراز و نطنز و قم موجب توجه گشت و قسمت جنگل و چوبهاى قيمتى و محصولات و گلها و ميوه‌ها كه بدست يك آلمانى مستخدم ايران مرتب شده بود نظرها را جلب ميكرد . در اين نمايشگاه از امتعه خارجى چيزى ديده نميشد مگر ماشين‌آلات زراعتى و غيره كوشش بسيار نمايندگان روس كه بعضى از مال التجاره‌هاى خود را هم آنجا نمايش بدهند بىنتيجه ماند و نمايشگاه حدود نظامنامه خود را نگاهدارى كرد . با اينكه حق ورود مختصر بود عايدات و مخارج بضميمه مساعدتى كه از طرف دولت شده بود باهم تكافو كرد و مقرر شد كه بعد از چند سال مكرر گردد . يكروز سردار سپه براى ديدن قسمتهاى نمايشگاه مدت طولانى در آنجا ماند همه غرفه‌ها را بدقت ديد نگارنده همه جا با او بودم هركجا را كه ميديد ببعضى از اشياء اشاره ميكرد و ميگذشت و سپرده شد كه بهرچه اشاره كرده است آنها را كنار بگذارند و آخر شب صورت جامعى از آنها حاضر شده با قيمت هريك بضميمه اشياء براى او فرستاده مىشود و او قيمت آنها را ميپردازد روز ديگر نگارنده او را ملاقات مىكند پس از اظهار ملاطفت ميگويد ممكن بود من بيكى از نوكرها بگويم آنچه را در نظر داشتم خريدارى كرده بياورد ولى اين كار را نكردم و اشاره كردم و گذشتم براى اينكه بدانم حسن اداره نمايشگاه چه اندازه است و از ترتيبى كه داده شده بود بسيار مسرور شدم اين حكايت را نوشتم كه درجه توجه اين شخص را بجزئيات امور برساند . نمايشگاه با نتيجه نيكو پايان يافت و عمارت تكيه دولت و نواحى آن كه بعد از ويران ماندنها صورت آبادى به خود گرفته بود مورد استفاده دولت نظامى واقع گشت براى كارهاى عمومى . در اين ايام شاهزاده سليمان ميرزاى محسن را كه نماينده سوسياليستها گفته مىشود و در جلد سيم اين كتاب مكرر نام برده شده است سردار سپه وزارت معارف ميدهد